مجتبى ملكى اصفهانى
398
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
عقل است . برخى ديگر از مباحث مربوط به عقل در عنوان « حسن و قبح عقلى » گذشت . عقليّات غير مستقله به عنوان « استلزامات عقليه » رجوع شود عقليّات مستقله به عنوان « مستقلات عقليه » رجوع شود . علّت علّت در لغت اسم است براى چيزى كه حدوث آن باعث تغيير در محل حدوث مىشود ، يا اينكه « علّت » چيزى را گويند كه باعث تأثير در چيز ديگرى مىشود . برخى نيز قيد « بدون اختيار » را در تعريف علّت آوردهاند ؛ يعنى « علّت » چيزى است كه موجب تغيير بدون اختيار در محل حدوث خود مىشود ؛ بههمينجهت كه علّت موجب تغيير مىشود « مرض » را علّت گفتهاند . « 1 » در اصطلاحات فلاسفه نيز معناى علّت به همين مضمون است . علّامه طباطبايى قدّس سرّه مىگويد : هر چيزى كه امرى از آن صادر شود ، مستقلا يا به انضمام
--> ( 1 ) كشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم ، ج 2 ، ص 1206 ؛ لسان العرب ، ماده علل .